تبلیغات
❤نــــــــبض عشـــــــــق❤

خداحافظی تلخ (پست ثابت)





به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع، ولی لب هایم
هر چه از طعمِ لب سرخ تو دل کند نشد
بی قرار توئم و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جایِ خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یادِ تو، هر چند نشد
من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد
بی قرار توئم و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست





[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ 10:25 ق.ظ ] [ مهسا ]

تجربه کن

دستتو ول میکنم اگه میتونی برو

یه قدم تجربه کن بی من این آینده رو

بعد من هرکی بیاد من ازش عاشق ترم

بعد من هرکی بیاد من ازت نمیگذرم

تو نمیتونی بری وقتی عاشقی هنوز

هرچی از از تو بشنوه به خودم گفتی یه روز

زندگی کردم تو رو تا نگاه آخرت

من همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت

بعد من هرکی بیاد باید از من بگذره

تا کجا باید بری تا من و یادت بره

رفتنت عذابته خاطراتت با کیه

هرچی تجربه کنی بعد من تکراریه

تو نمیتونی بری وقتی عاشقی هنوز

هرچی از از تو بشنوه به خودم گفتی یه روز

زندگی کردم تو رو تا نگاه آخرت

من همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت



[ سه شنبه 25 آبان 1395 ] [ 10:58 ق.ظ ] [ مهسا ]

شاد باش...


شاد باش، نه یک روز بلکه هزاران سال

بگذار آوازه شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند

آنانکه بر سر غمگین کردنت شرط بندی کرده اند.



[ یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ مهسا ]

دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان …


زیاده خواه نیستم !

جاده‌ ی شمال

یک کلبه ی جنگلی‌ …

یک میز کوچک چوبی

با دو تا صندلی

کمی‌ هیزم، کمی‌ آتش،مه‌ِ جنگلی‌

کمی‌ تاریکی ‌_ محض،

کمی‌ مستی،کمی‌ مهتاب…

و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار …

…تـو باشی،مـن باشم و …هــیچ !

دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان …




[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ مهسا ]

یک دنیا تنهایی



نه آرامشت را
به چشمـﮯ
وابسته کن،
نه دستت را
به گرماے دستـﮯ
دلـــــــــخوش…
چشمها بسته میشوند و
دستــها مشت میشوند…
و تو مـﮯمانـﮯ و
یک
دنــــــــیا
تــــــــــنهائی…


[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ مهسا ]

دل کندم...

چنان دل کندم از دنیا

که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خود

که مرگ من تماشائیست

مرا در اوج می خواهی

تماشا کن تماشا کن

دروغین بودم از دیروز

مرا امروز حاشا کن

در این دنیا که حتی ابر هم

نمی گرید به حال من

همه از من گریزانند

تو هم بگریز از این تنها

فقط اسمی به جا ماند

ازآن چه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالیست

قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم

به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن

چه راهی پیش رو دارم

رفیقان یک به یک رفتند

مرا با خود رها کردند

همه خود درد من بودند

گمان کردم که همدردند

شگفتا از عزیزانی

که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی

پل پرواز من بودند …



[ یکشنبه 30 فروردین 1394 ] [ 02:23 ب.ظ ] [ مهسا ]

سال نو مبارک ...



این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست
نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . .

عید نوروز بر شما مبارک

 





[ شنبه 1 فروردین 1394 ] [ 02:38 ب.ظ ] [ مهسا ]

عشق.. LOVE



عشق زخم عمیقی که هرگزخوب نمیشه عشق

یعنی تموم زندگیت رو آتیشه عشق

اشکی که داره بی اراده میریزه عشق

باغی که تا گلو تو پاییزه عشق

ما که عمرمون رو پای عاشقی دادیم ما

زخمی رویاهای رفته به بادیم ما

با همین آرزوهای ساده شادیم ما

زندگی کن حتی بی نشونه

فردا که شد از ما چی می مونه

زندگی کن

دنیا گاهی غرق دو راهیه

کی میدونه رسم دنیا چیه

زندگی کن

پشت هر عشق بغض یه سفره

بس که عمر آدم زود میگذره

زندگی کن

عشق زخم عمیقی که هرگزخوب نمیشه عشق

یعنی تموم زندگیت رو آتیشه عشق

اشکی که داره بی اراده میریزه عشق

باغی که تا گلو تو پاییزه عشق

ما که همه جوونیمون پای عشقه ما

که حتی صدامون خون بهای عشق ما

زجه زدنامون برا عشقه

عشق



[ دوشنبه 4 اسفند 1393 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ مهسا ]

یادم بماند که ...




یادم بماند که


من تنها نیستم

ما یک جمعیتیم

که تنهاییم




[ سه شنبه 14 بهمن 1393 ] [ 09:26 ب.ظ ] [ مهسا ]

نفس میکشم...






نفس میکشم...
تا بجای مرده ها...
خاکم نکننند!!!
اینگونه هست حال من چیزی نپرس....






[ چهارشنبه 1 بهمن 1393 ] [ 05:55 ب.ظ ] [ مهسا ]

دلم..






دلــــم جاده ای می خواهد
که ببـــرد مـــرا
و بـــرنگـــردانـــد هــرگـــز . . .




[ سه شنبه 30 دی 1393 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ مهسا ]

سکوت...





گاهی" ســـ ــکــوت " علامـت رضـایـت نـیـسـت !!!!
شـــ ــایـــ ـد کــــ ـــسی دارد
خــــفـــــــــ ـه می شـــــ ـود
پـــشــت سنــگـیـنی یـک بـــغـــض!!!


[ سه شنبه 30 دی 1393 ] [ 01:48 ب.ظ ] [ مهسا ]

انسان های قوی..





انسان های قوی
می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند ...
حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند!
همچنان با لبخندی روی لب می گویند ...
من خوب هستم..
تغییر درپیش است ...


[ سه شنبه 30 دی 1393 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ مهسا ]

قسم...







قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم. . .
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا و همییییییییشه



[ سه شنبه 30 دی 1393 ] [ 01:43 ب.ظ ] [ مهسا ]

اگه..





اگه من عاشق دیوار بودم ترک میخورد و یک پنجره میشد ...
اگه غم چشامو آینه میدید دلش درگیر این منظره میشد ...
اگه تنهاییمو به شب میگفت همه شهرو برام بیدار میکرد ....
اگه با کوه درد دل میکردم صدامو لا اقل تکرار میکرد
اما تو ...


[ سه شنبه 30 دی 1393 ] [ 01:40 ب.ظ ] [ مهسا ]